unfortsetzbar
غیرقابل ادامه، غیرقابل پیگیری
Bedeutungen
1
چیزی که نمیتواند ادامه یابد یا پیگیری شود، معمولاً به دلیل موانع یا شرایط غیرقابل حل.
- Die Verhandlungen sind aufgrund unüberbrückbarer Differenzen unfortsetzbar.مذاکرات به دلیل اختلافات غیرقابل حل، غیرقابل ادامه هستند.
- Nach dem Unfall war die Produktion für einige Zeit unfortsetzbar.پس از حادثه، تولید برای مدتی غیرقابل ادامه بود.
- Seine Krankheit machte weitere Studien unfortsetzbar.بیماری او مطالعات بیشتر را غیرقابل ادامه ساخت.