unfotogen
بد عکس
Beispiele
- Ich war abwechselnd zu laut und zu leise, fluchte zu viel, stritt zu oft, war ''unfotogen'' und konnte - egal, wie sehr ich mich bemühte - nicht den Eindruck erwecken, ich sei interessant.من متناوباً خیلی بلند و خیلی ساکت بودم، زیاد فحش میدادم، زیاد بحث میکردم، بد عکس بودم و هر چقدر هم تلاش میکردم، نمیتوانستم این تصور را ایجاد کنم که جالب هستم.