ungangbar
غیرقابل عبور، غیرقابل دسترس
Beispiele
- Die Nacht brach herein; die Kälte war markdurchdringend und die Wege über Feld fast ''ungangbar''.شب فرا رسید؛ سرما استخوانسوز بود و مسیرهای عبور از دشت تقریباً غیرقابل عبور بودند.
غیرقابل عبور، غیرقابل دسترس