ungeölt
روغنکاری نشده، بدون روغن
Bedeutungen
1
چیزی که روغن یا ماده چرب به آن اضافه نشده یا از آن پاک شده است.
- Die Kette des Fahrrads war ungeölt und quietschte.زنجیر دوچرخه روغنکاری نشده بود و جیرجیر میکرد.
- Er bevorzugte ungeölte Sonnenblumenkerne.او دانههای آفتابگردان بدون روغن را ترجیح میداد.
- Die Maschine lief wegen des ungeölten Motors heiß.ماشین به دلیل موتور روغنکاری نشده داغ شد.