ungeölt

Aussprache: /ˈʊŋɡəʔøːlt/
Worttrennung: un·ge·ölt
صفت

روغن‌کاری نشده، بدون روغن

Bedeutungen

1

چیزی که روغن یا ماده چرب به آن اضافه نشده یا از آن پاک شده است.

  • Die Kette des Fahrrads war ungeölt und quietschte.زنجیر دوچرخه روغن‌کاری نشده بود و جیرجیر می‌کرد.
  • Er bevorzugte ungeölte Sonnenblumenkerne.او دانه‌های آفتابگردان بدون روغن را ترجیح می‌داد.
  • Die Maschine lief wegen des ungeölten Motors heiß.ماشین به دلیل موتور روغن‌کاری نشده داغ شد.