ungeahnt
غیرمنتظره، پیشبینی نشده، غیرقابل تصور
Bedeutungen
1
چیزی که انتظارش نمیرفت؛ غیرمنتظره و ناگهانی.
- Er erlebte eine ungeahnte Freude, als er die Nachricht hörte.او با شنیدن خبر، شادی غیرمنتظرهای را تجربه کرد.
- Die ungeahnten Folgen des Klimawandels bereiten Sorgen.پیامدهای غیرمنتظره تغییرات آب و هوایی باعث نگرانی است.
- Mit ungeahnter Geschwindigkeit raste das Auto davon.ماشین با سرعتی غیرقابل تصور دور شد.