ungebügelt
اتو نشده، چروک
Bedeutungen
1
لباسی که اتو نشده و بنابراین چروک دارد؛ بدون اتوکشی.
- Ich hatte keine Zeit, mein Hemd zu bügeln, also trug ich es ungebügelt.من وقت نداشتم پیراهنم را اتو کنم، بنابراین آن را اتو نشده پوشیدم.
- Seine Kleidung sah immer etwas ungebügelt aus.لباسهای او همیشه کمی چروک به نظر میرسید.
- Das ist ein ungebügeltes Tischtuch, das wir für die Party verwenden werden.این یک رومیزی اتو نشده است که برای مهمانی استفاده خواهیم کرد.