ungebührlich
نامناسب، بیادبانه، ناشایست، نامتعارف
Bedeutungen
1
خارج از عرف، نامناسب، بیادبانه یا غیرقابل قبول در یک موقعیت اجتماعی خاص.
- Sein Verhalten auf der Feier war ungebührlich und wurde von allen missbilligt.رفتار او در مهمانی نامناسب بود و همه آن را تقبیح کردند.
- Es ist ungebührlich, während des Essens laut zu sprechen.بلند صحبت کردن هنگام غذا خوردن بیادبانه است.
- Die ungebührliche Lautstärke der Musik störte die Nachbarn.صدای نامتعارف موسیقی باعث آزار همسایگان شد.