ungebuttert

Aussprache: /ˈʊŋɡəˌbʊtɐt/
Worttrennung: un·ge·but·tert
صفت

کره‌نزده، بدون کره

Bedeutungen

1

اشاره به غذایی (به ویژه نان یا تست) که کره روی آن مالیده نشده است.

  • Ich esse mein Brot gerne ungebuttert.من نانم را ترجیح می‌دهم کره نزده بخورم.
  • Der Toast wurde ungebuttert serviert.تست کره نزده سرو شد.
  • Manche Leute bevorzugen ungebutterte Brötchen zum Frühstück.برخی افراد نان‌های کوچک کره نزده را برای صبحانه ترجیح می‌دهند.