ungefragt
بدون اجازه، خودسرانه، بدون درخواست
Bedeutungen
1
بدون پرسیدن یا گرفتن اجازه، خودسرانه.
- Er hat ungefragt mein Buch genommen.او خودسرانه کتاب مرا برداشت.
- Ihre ungefragte Meinung war nicht willkommen.نظر بدون درخواست او خوشایند نبود.
- Sie betrat ungefragt das Zimmer.او بدون اجازه وارد اتاق شد.