ungehäutet

Aussprache: /ˈʊnɡəˌhɔʏ̯tət/
Worttrennung: un·ge·häu·tet
صفت

پوست‌نکنده، بدون پوست

Bedeutungen

1

چیزی که پوست آن کنده نشده است، به خصوص در مورد میوه‌ها یا سبزیجات.

  • Die Kartoffeln werden ungehäutet gekocht und dann zerdrückt.سیب‌زمینی‌ها پوست‌نکنده پخته و سپس له می‌شوند.
  • Manche Leute bevorzugen Äpfel ungehäutet zu essen, da die Schale viele Vitamine enthält.برخی افراد ترجیح می‌دهند سیب را پوست‌نکنده بخورند، زیرا پوست آن حاوی ویتامین‌های زیادی است.
  • Die ungehäuteten Tomaten wurden zu einer Soße verarbeitet.گوجه‌فرنگی‌های پوست‌نکنده به سس تبدیل شدند.