ungehäutet
پوستنکنده، بدون پوست
Bedeutungen
1
چیزی که پوست آن کنده نشده است، به خصوص در مورد میوهها یا سبزیجات.
- Die Kartoffeln werden ungehäutet gekocht und dann zerdrückt.سیبزمینیها پوستنکنده پخته و سپس له میشوند.
- Manche Leute bevorzugen Äpfel ungehäutet zu essen, da die Schale viele Vitamine enthält.برخی افراد ترجیح میدهند سیب را پوستنکنده بخورند، زیرا پوست آن حاوی ویتامینهای زیادی است.
- Die ungehäuteten Tomaten wurden zu einer Soße verarbeitet.گوجهفرنگیهای پوستنکنده به سس تبدیل شدند.