ungehört
شنیده نشده، نامسموع
Bedeutungen
1
چیزی که هنوز شنیده نشده یا به گوش کسی نرسیده است.
- Diese Geschichte ist bisher ungehört.این داستان تاکنون شنیده نشده است.
- Er machte eine ungehörte Entdeckung im Labor.او یک کشف شنیده نشده در آزمایشگاه انجام داد.
- Das war ein ungehörter Vorschlag, der alle überraschte.این یک پیشنهاد شنیده نشده بود که همه را شگفتزده کرد.
2
بسیار زیاد، بیسابقه، غیرقابل تصور (اغلب در مورد اتفاقات منفی یا ناخوشایند).
- Die Zerstörung war ungehört.تخریب بیسابقه بود.
- Er hat eine ungehörte Frechheit gezeigt.او گستاخی بیسابقهای نشان داد.
- Die Kosten für das Projekt waren ungehört hoch.هزینههای پروژه به طور غیرقابل تصوری بالا بود.