ungehemmt
بیمهار، بیقید و بند، بیپروا
Bedeutungen
1
بدون محدودیت یا مانع، آزادانه و بدون خودداری.
- Sie lachte ungehemmt über den Witz.او بیمهار از آن شوخی خندید.
- Der Redner sprach mit ungehemmter Leidenschaft.سخنران با شور و شوق بیقید و بند سخنرانی کرد.
- Die Kinder spielten ungehemmt im Garten.بچهها بیپروا در باغ بازی میکردند.