ungekennzeichnet

Aussprache: /ˈʊnɡəˌkɛnt͡saɪ̯çnət/
Worttrennung: un·ge·kenn·zeich·net
صفت

بدون علامت، بدون نشانه، ناشناس

Bedeutungen

1

چیزی که هیچ علامت، نشانه یا برچسبی ندارد و بنابراین قابل شناسایی یا مشخص نیست.

  • Der Koffer war ungekennzeichnet und wurde zur Seite gestellt.چمدان بدون علامت بود و کنار گذاشته شد.
  • Wir fanden ein ungekennzeichnetes Paket vor der Tür.یک بسته بدون نشانه جلوی در پیدا کردیم.
  • Die Ware wurde als ungekennzeichnete Sendung geliefert.کالا به عنوان یک محموله بدون علامت تحویل داده شد.
2

در مورد افراد، کسی که هویت یا ویژگی خاصی ندارد یا شناخته شده نیست.

  • Er blieb ein ungekennzeichneter Mann in der Menge.او مردی ناشناس در میان جمعیت باقی ماند.
  • Die Polizei sucht nach einem ungekennzeichneten Zeugen.پلیس به دنبال شاهدی ناشناس است.
  • Sie fühlte sich in der neuen Stadt wie eine ungekennzeichnete Person.او در شهر جدید احساس می‌کرد فردی بی‌نام و نشان است.