ungekennzeichnet
بدون علامت، بدون نشانه، ناشناس
Bedeutungen
1
چیزی که هیچ علامت، نشانه یا برچسبی ندارد و بنابراین قابل شناسایی یا مشخص نیست.
- Der Koffer war ungekennzeichnet und wurde zur Seite gestellt.چمدان بدون علامت بود و کنار گذاشته شد.
- Wir fanden ein ungekennzeichnetes Paket vor der Tür.یک بسته بدون نشانه جلوی در پیدا کردیم.
- Die Ware wurde als ungekennzeichnete Sendung geliefert.کالا به عنوان یک محموله بدون علامت تحویل داده شد.
2
در مورد افراد، کسی که هویت یا ویژگی خاصی ندارد یا شناخته شده نیست.
- Er blieb ein ungekennzeichneter Mann in der Menge.او مردی ناشناس در میان جمعیت باقی ماند.
- Die Polizei sucht nach einem ungekennzeichneten Zeugen.پلیس به دنبال شاهدی ناشناس است.
- Sie fühlte sich in der neuen Stadt wie eine ungekennzeichnete Person.او در شهر جدید احساس میکرد فردی بینام و نشان است.