ungelegen
نامناسب، بد موقع
Bedeutungen
1
در زمان یا موقعیتی نامناسب، ناخواسته یا نامطلوب قرار گرفته؛ بد موقع.
- Seine Frage kam zu einem sehr ungelegenen Zeitpunkt.سوال او در زمان بسیار نامناسبی مطرح شد.
- Das ungelegene Treffen störte ihre Pläne für den Abend.این ملاقات ناخواسته، برنامههای او را برای شب به هم زد.
- Er erhielt die schlechte Nachricht an einem ungelegenen Ort.او خبر بد را در مکانی نامناسب دریافت کرد.