ungeplant

Aussprache: /ˈʊŋɡəplaːnt/
Worttrennung: un·ge·plant
صفت

غیرمنتظره، بدون برنامه

Bedeutungen

1

چیزی که از قبل برنامه‌ریزی نشده، اتفاقی یا غیرمنتظره رخ داده است.

  • Es war eine ungeplante Reise, aber sie hat uns sehr gefallen.این یک سفر غیرمنتظره بود، اما ما آن را خیلی دوست داشتیم.
  • Die Kosten für die Reparatur waren ungeplant.هزینه‌های تعمیر پیش‌بینی نشده بود.
  • Wir trafen uns zu einem ungeplanten Kaffee.ما برای یک قهوه غیرمنتظره همدیگر را ملاقات کردیم.