ungesättigt
سیرنشده، اشباع نشده
Bedeutungen
1
در شیمی، به ترکیبی گفته میشود که حاوی پیوندهای دوگانه یا سهگانه کربن-کربن است و میتواند با مواد دیگر واکنش دهد.
- Pflanzliche Öle enthalten oft ungesättigte Fettsäuren.روغنهای گیاهی اغلب حاوی اسیدهای چرب غیراشباع هستند.
- Diese chemische Verbindung ist ungesättigt.این ترکیب شیمیایی غیراشباع است.
- Ungesättigte Kohlenwasserstoffe sind reaktiver.هیدروکربنهای غیراشباع واکنشپذیرتر هستند.
2
به معنای کلی، چیزی که هنوز به حد اشباع یا سیری نرسیده است.
- Sein Durst nach Wissen war noch ungesättigt.تشنگی او برای دانش هنوز سیراب نشده بود.
- Die Nachfrage nach diesem Produkt ist noch ungesättigt.تقاضا برای این محصول هنوز اشباع نشده است.
- Der Markt für erneuerbare Energien ist weitgehend ungesättigt.بازار انرژیهای تجدیدپذیر تا حد زیادی اشباع نشده است.