ungesättigt

Aussprache: /ˈʊŋɡəzɛtɪçt/
Worttrennung: un·ge·sät·tigt
صفت

سیرنشده، اشباع نشده

Bedeutungen

1

در شیمی، به ترکیبی گفته می‌شود که حاوی پیوندهای دوگانه یا سه‌گانه کربن-کربن است و می‌تواند با مواد دیگر واکنش دهد.

  • Pflanzliche Öle enthalten oft ungesättigte Fettsäuren.روغن‌های گیاهی اغلب حاوی اسیدهای چرب غیراشباع هستند.
  • Diese chemische Verbindung ist ungesättigt.این ترکیب شیمیایی غیراشباع است.
  • Ungesättigte Kohlenwasserstoffe sind reaktiver.هیدروکربن‌های غیراشباع واکنش‌پذیرتر هستند.
2

به معنای کلی، چیزی که هنوز به حد اشباع یا سیری نرسیده است.

  • Sein Durst nach Wissen war noch ungesättigt.تشنگی او برای دانش هنوز سیراب نشده بود.
  • Die Nachfrage nach diesem Produkt ist noch ungesättigt.تقاضا برای این محصول هنوز اشباع نشده است.
  • Der Markt für erneuerbare Energien ist weitgehend ungesättigt.بازار انرژی‌های تجدیدپذیر تا حد زیادی اشباع نشده است.