ungesalzen

Aussprache: /ˈʊnɡəˌzalt͡sn̩/
Worttrennung: un·ge·sa·l·zen
صفت

بدون نمک، کم نمک

Bedeutungen

1

چیزی که به آن نمک اضافه نشده یا مقدار بسیار کمی نمک دارد؛ معمولاً در مورد غذاها به کار می‌رود.

  • Für Babys wird oft ungesalzener Brei empfohlen.برای نوزادان اغلب پوره بدون نمک توصیه می‌شود.
  • Ich bevorzuge ungesalzene Butter zum Backen.من کره بدون نمک را برای پخت و پز ترجیح می‌دهم.
  • Der Koch gab nur eine Prise Salz hinzu, das Gericht war fast ungesalzen.آشپز فقط یک پنسل نمک اضافه کرد، غذا تقریباً بی‌نمک بود.