ungeschält
پوست کنده نشده، پوست گرفته نشده
Bedeutungen
1
چیزی که پوست یا پوسته آن هنوز جدا نشده است؛ در حالت طبیعی خود باقی مانده است.
- Die Kartoffeln wurden ungeschält gekocht und serviert.سیبزمینیها پوست کنده نشده پخته و سرو شدند.
- Er bevorzugt ungeschälte Tomaten für seine Soße.او گوجهفرنگیهای پوست گرفته نشده را برای سس خود ترجیح میدهد.
- Die ungeschälten Mandeln wurden geröstet.بادامهای پوست گرفته نشده، برشته شدند.