ungeschält

Aussprache: /ˈʊŋɡəʃɛlt/
Worttrennung: un·ge·schält
صفت

پوست کنده نشده، پوست گرفته نشده

Bedeutungen

1

چیزی که پوست یا پوسته آن هنوز جدا نشده است؛ در حالت طبیعی خود باقی مانده است.

  • Die Kartoffeln wurden ungeschält gekocht und serviert.سیب‌زمینی‌ها پوست کنده نشده پخته و سرو شدند.
  • Er bevorzugt ungeschälte Tomaten für seine Soße.او گوجه‌فرنگی‌های پوست گرفته نشده را برای سس خود ترجیح می‌دهد.
  • Die ungeschälten Mandeln wurden geröstet.بادام‌های پوست گرفته نشده، برشته شدند.