ungeschoren

Aussprache: /ˌʊnɡəˈʃoːʁən/
Worttrennung: un·ge·scho·ren
صفت

اصلاح‌نشده (پشم گوسفند)؛ (به صورت کنایی) مصون‌مانده از گزند و بلا، بی‌خسارت

Bedeutungen

1

در مورد پشم گوسفند: پشم‌چینی نشده، هنوز بریده نشده.

  • Das Schaf lief noch mit seinem dicken, ungeschorenen Fell herum.گوسفند هنوز با پشم ضخیم و اصلاح‌نشده‌اش می‌دوید.
  • Im Frühling werden die Schafe geschoren, aber im Herbst sind sie noch ungeschoren.در بهار گوسفندان پشم‌چینی می‌شوند، اما در پاییز هنوز اصلاح‌نشده هستند.
  • Das ungeschorene Vlies ist schwerer als das geschorene.پشم اصلاح‌نشده سنگین‌تر از پشم اصلاح‌شده است.
2

به صورت کنایی: بدون آسیب دیدن، بدون مجازات، مصون از خطر یا مشکل.

  • Er kam mit einer Verwarnung davon und blieb ungeschoren.او با یک تذکر کنار آمد و بی‌خسارت ماند.
  • Trotz des Chaos kam er ungeschoren davon.با وجود آشوب، او بدون آسیب از آن گذشت.
  • Die meisten Fehler blieben ungeschoren, nur wenige wurden bestraft.بیشتر اشتباهات بدون مجازات ماندند، تنها چند نفر جریمه شدند.