ungeschoren
اصلاحنشده (پشم گوسفند)؛ (به صورت کنایی) مصونمانده از گزند و بلا، بیخسارت
Bedeutungen
1
در مورد پشم گوسفند: پشمچینی نشده، هنوز بریده نشده.
- Das Schaf lief noch mit seinem dicken, ungeschorenen Fell herum.گوسفند هنوز با پشم ضخیم و اصلاحنشدهاش میدوید.
- Im Frühling werden die Schafe geschoren, aber im Herbst sind sie noch ungeschoren.در بهار گوسفندان پشمچینی میشوند، اما در پاییز هنوز اصلاحنشده هستند.
- Das ungeschorene Vlies ist schwerer als das geschorene.پشم اصلاحنشده سنگینتر از پشم اصلاحشده است.
2
به صورت کنایی: بدون آسیب دیدن، بدون مجازات، مصون از خطر یا مشکل.
- Er kam mit einer Verwarnung davon und blieb ungeschoren.او با یک تذکر کنار آمد و بیخسارت ماند.
- Trotz des Chaos kam er ungeschoren davon.با وجود آشوب، او بدون آسیب از آن گذشت.
- Die meisten Fehler blieben ungeschoren, nur wenige wurden bestraft.بیشتر اشتباهات بدون مجازات ماندند، تنها چند نفر جریمه شدند.