ungeständig
منکر جرم، اعترافنکرده
Bedeutungen
1
کسی که ارتکاب جرم یا اشتباه خود را انکار میکند یا هنوز به آن اعتراف نکرده است.
- Obwohl die Beweise erdrückend waren, blieb der Angeklagte ungeständig.اگرچه شواهد کوبنده بودند، اما متهم همچنان انکار میکرد.
- Die Polizei versuchte, den ungeständigen Zeugen zur Aussage zu bewegen.پلیس سعی کرد شاهد منکر را به شهادت دادن وادار کند.
- Er war trotz aller Vorwürde hartnäckig ungeständig.او علیرغم تمام اتهامات، سرسختانه انکار میکرد.