ungestüm

Aussprache: /ˈʊnɡəˌʃtyːm/
Worttrennung: un·ge·stüm
صفت

طوفانی، پرشور و هیجان، سرکش، بی‌تاب

Bedeutungen

1

دارای انرژی زیاد، هیجان شدید و گاهی غیرقابل کنترل؛ پرانرژی و بی‌قرار.

  • Der junge Mann hatte ein ungestümes Temperament.مرد جوان خلق و خوی پرشوری داشت.
  • Sein ungestümer Laufstil machte ihn zu einem schnellen Sprinter.سبک دویدن پرشور او او را به یک دونده سرعت تبدیل کرد.
  • Die Kinder spielten mit ungestümer Freude im Garten.بچه‌ها با شادی پرشور در باغ بازی می‌کردند.
2

شدید و خشن، مانند طوفان یا امواج؛ تند و کوبنده.

  • Der ungestüme Wind riss die Blätter von den Bäumen.باد تند برگ‌ها را از درختان می‌کَند.
  • Die Wellen schlugen mit ungestümer Kraft gegen die Klippen.امواج با نیروی طوفانی به صخره‌ها می‌کوبیدند.
  • Ein ungestümer Regen begann zu fallen.بارانی شدید شروع به باریدن کرد.