ungestraft
بدون مجازات، بیکیفر، مجازاتنشده
Bedeutungen
1
کسی که به دلیل انجام کاری اشتباه یا غیرقانونی مجازات نشده است.
- Der Dieb entkam ungestraft.سارق بدون مجازات گریخت.
- Es ist nicht richtig, dass Verbrecher ungestraft davonkommen.این درست نیست که جنایتکاران بیکیفر بمانند.
- Er hoffte, dass seine Tat ungestraft bleiben würde.او امیدوار بود که عملش بدون مجازات بماند.