ungewöhnlich
غیرعادی، غیرمعمول، فوقالعاده
Bedeutungen
1
خارج از قاعده، غیرمعمول، متفاوت از آنچه معمولاً دیده یا انتظار میرود.
- Das war eine ungewöhnliche Entscheidung für ihn.این یک تصمیم غیرمعمول برای او بود.
- Sie hat eine ungewöhnliche Begabung für Musik.او استعداد غیرمعمولی در موسیقی دارد.
- Das Wetter ist für diese Jahreszeit ungewöhnlich warm.هوا برای این فصل سال به طور غیرمعمولی گرم است.
2
بسیار، فوقالعاده (به عنوان قید برای تاکید).
- Das Konzert war ungewöhnlich gut besucht.کنسرت به طور فوقالعادهای پرمخاطب بود.
- Er hat ungewöhnlich viel Glück gehabt.او به طور فوقالعادهای خوششانس بوده است.
- Die Situation ist ungewöhnlich kompliziert.وضعیت به طور فوقالعادهای پیچیده است.