ungewöhnlich

Aussprache: /ˌʊnɡəˈvøːnlɪç/
Worttrennung: un·ge·wöhn·lich
صفت

غیرعادی، غیرمعمول، فوق‌العاده

Bedeutungen

1

خارج از قاعده، غیرمعمول، متفاوت از آنچه معمولاً دیده یا انتظار می‌رود.

  • Das war eine ungewöhnliche Entscheidung für ihn.این یک تصمیم غیرمعمول برای او بود.
  • Sie hat eine ungewöhnliche Begabung für Musik.او استعداد غیرمعمولی در موسیقی دارد.
  • Das Wetter ist für diese Jahreszeit ungewöhnlich warm.هوا برای این فصل سال به طور غیرمعمولی گرم است.
2

بسیار، فوق‌العاده (به عنوان قید برای تاکید).

  • Das Konzert war ungewöhnlich gut besucht.کنسرت به طور فوق‌العاده‌ای پرمخاطب بود.
  • Er hat ungewöhnlich viel Glück gehabt.او به طور فوق‌العاده‌ای خوش‌شانس بوده است.
  • Die Situation ist ungewöhnlich kompliziert.وضعیت به طور فوق‌العاده‌ای پیچیده است.