ungezähnt

Aussprache: /ˌʊnɡəˈt͡sɛːnt/
Worttrennung: un·ge·zähnt
صفت

بدون دندانه، بدون سوراخ (تمبر)

Bedeutungen

1

چیزی که لبه‌های آن دندانه ندارد یا بریده شده و صاف است؛ به طور خاص، تمبری که لبه‌های آن سوراخ‌دار نیست و باید با قیچی جدا شود.

  • Diese alten Briefmarken sind ungezähnt und müssen ausgeschnitten werden.این تمبرهای قدیمی بدون دندانه هستند و باید با قیچی بریده شوند.
  • Ein ungezähntes Blatt Papier hat glatte Ränder.یک برگ کاغذ بدون دندانه لبه‌های صافی دارد.
  • Der Sammler suchte nach ungezähnten Exemplaren für seine Sammlung.کلکسیونر به دنبال نمونه‌های بدون دندانه برای مجموعه‌اش بود.