ungezogen

Aussprache: /ˈʊnɡəˌt͡soːɡn̩/
Worttrennung: un·ge·zo·gen
صفت

بی‌ادب، گستاخ، بدرفتار (معمولاً برای کودکان)

Bedeutungen

1

رفتار نامناسب، بی‌ادبانه یا سرکشانه، به ویژه در مورد کودکان که قوانین یا انتظارات اجتماعی را رعایت نمی‌کنند.

  • Das ungezogene Kind warf mit Essen und störte die anderen Gäste.کودک بدرفتار با غذا بازی می‌کرد و سایر مهمانان را اذیت می‌کرد.
  • Sein ungezogenes Verhalten im Unterricht führte zu einer Ermahnung.رفتار بی‌ادبانه او در کلاس درس منجر به تذکر شد.
  • Die Eltern versuchten, ihrem ungezogenen Sohn Manieren beizubringen.والدین سعی می‌کردند به پسر بی‌ادب خود آداب معاشرت بیاموزند.