unglückselig

Aussprache: /ˌʊnˈɡlʏkzɛːlɪç/
Worttrennung: un·g·lück·s·e·lig
صفت

بدیمن، شوم، ناگوار

Bedeutungen

1

نشان‌دهنده بدبختی، بدشانسی یا سرنوشتی ناگوار؛ شوم و نامبارک.

  • Das war ein unglückseliger Zufall.این یک اتفاق ناگوار بود.
  • Seine Entscheidung führte zu unglückseligen Konsequenzen.تصمیم او منجر به عواقب ناگواری شد.
  • Manche Leute glauben an unglückselige Tage.برخی افراد به روزهای بدیمن اعتقاد دارند.