unglaubwürdig

Aussprache: /ˌʊnɡlaʊ̯pˈvʏrdɪç/
Worttrennung: un·glaub·wür·dig
صفت

غیرقابل باور، نامعتبر، غیرقابل اعتماد

Bedeutungen

1

چیزی که باور کردنش دشوار است، غیرواقعی یا غیرمحتمل به نظر می‌رسد.

  • Die Geschichte, die er erzählte, klang unglaubwürdig.داستانی که او تعریف کرد، غیرقابل باور به نظر می‌رسید.
  • Seine Entschuldigung war unglaubwürdig.عذرخواهی او غیرقابل باور بود.
  • Die Leistung des Athleten war fast unglaubwürdig.عملکرد ورزشکار تقریباً غیرقابل باور بود.
2

کسی که قابل اعتماد نیست یا به او نمی‌توان اعتماد کرد؛ نامعتبر.

  • Er ist ein unglaubwürdiger Zeuge vor Gericht.او شاهد نامعتبر در دادگاه است.
  • Man kann ihm nicht trauen, er ist unglaubwürdig.نمی‌توان به او اعتماد کرد، او غیرقابل اعتماد است.
  • Die Quelle der Information war unglaubwürdig.منبع اطلاعات غیرقابل اعتماد بود.