unglaubwürdig
غیرقابل باور، نامعتبر، غیرقابل اعتماد
Bedeutungen
1
چیزی که باور کردنش دشوار است، غیرواقعی یا غیرمحتمل به نظر میرسد.
- Die Geschichte, die er erzählte, klang unglaubwürdig.داستانی که او تعریف کرد، غیرقابل باور به نظر میرسید.
- Seine Entschuldigung war unglaubwürdig.عذرخواهی او غیرقابل باور بود.
- Die Leistung des Athleten war fast unglaubwürdig.عملکرد ورزشکار تقریباً غیرقابل باور بود.
2
کسی که قابل اعتماد نیست یا به او نمیتوان اعتماد کرد؛ نامعتبر.
- Er ist ein unglaubwürdiger Zeuge vor Gericht.او شاهد نامعتبر در دادگاه است.
- Man kann ihm nicht trauen, er ist unglaubwürdig.نمیتوان به او اعتماد کرد، او غیرقابل اعتماد است.
- Die Quelle der Information war unglaubwürdig.منبع اطلاعات غیرقابل اعتماد بود.