ungleichmäßig
ناهموار، نامنظم، نامتوازن
Bedeutungen
1
فاقد یکنواختی، توازن یا نظم؛ دارای پستی و بلندی، یا توزیع نامساوی.
- Der Weg war ungleichmäßig und steinig.مسیر ناهموار و سنگلاخی بود.
- Die Verteilung der Ressourcen war ungleichmäßig.توزیع منابع نامتوازن بود.
- Sein Atem ging ungleichmäßig, da er erschöpft war.نفس کشیدن او نامنظم بود، زیرا خسته بود.