unhämmerbar

Aussprache: /ʊnˈhɛmɐbaːɐ̯/
Worttrennung: un·häm·mer·bar
صفت

غیرقابل چکش‌کاری، غیرچکش‌خوار

Bedeutungen

1

ماده‌ای که نمی‌توان آن را با چکش شکل داد یا کوبید؛ شکننده یا بسیار سخت.

  • Gusseisen ist oft unhämmerbar und bricht leicht.چدن اغلب غیرچکش‌خوار است و به راحتی می‌شکند.
  • Der Künstler verwendete ein unhämmerbares Material für seine Skulptur.هنرمند از ماده‌ای غیرقابل چکش‌کاری برای مجسمه خود استفاده کرد.
  • Dieses Glas ist unhämmerbar und zerbrechlich.این شیشه غیرقابل چکش‌کاری و شکننده است.