unhämmerbar
غیرقابل چکشکاری، غیرچکشخوار
Bedeutungen
1
مادهای که نمیتوان آن را با چکش شکل داد یا کوبید؛ شکننده یا بسیار سخت.
- Gusseisen ist oft unhämmerbar und bricht leicht.چدن اغلب غیرچکشخوار است و به راحتی میشکند.
- Der Künstler verwendete ein unhämmerbares Material für seine Skulptur.هنرمند از مادهای غیرقابل چکشکاری برای مجسمه خود استفاده کرد.
- Dieses Glas ist unhämmerbar und zerbrechlich.این شیشه غیرقابل چکشکاری و شکننده است.