unhaltbar
غیرقابل دفاع، غیرقابل قبول، بیاساس
Bedeutungen
1
چیزی که نمیتوان از آن دفاع کرد، نمیتوان آن را پذیرفت یا توجیه کرد؛ بیاساس و نادرست.
- Die Behauptung, er sei schuldig, erwies sich als unhaltbar.ادعا مبنی بر اینکه او مقصر است، بیاساس (غیرقابل دفاع) ثابت شد.
- Seine Ausrede war so dünn, dass sie völlig unhaltbar war.بهانهاش آنقدر ضعیف بود که کاملاً غیرقابل قبول بود.
- Diese Theorie ist wissenschaftlich unhaltbar und wurde widerlegt.این نظریه از نظر علمی غیرقابل دفاع است و رد شده است.