unhaltbar

Aussprache: /ˈʊnhaltbaːɐ̯/
Worttrennung: un·halt·bar
صفت

غیرقابل دفاع، غیرقابل قبول، بی‌اساس

Bedeutungen

1

چیزی که نمی‌توان از آن دفاع کرد، نمی‌توان آن را پذیرفت یا توجیه کرد؛ بی‌اساس و نادرست.

  • Die Behauptung, er sei schuldig, erwies sich als unhaltbar.ادعا مبنی بر اینکه او مقصر است، بی‌اساس (غیرقابل دفاع) ثابت شد.
  • Seine Ausrede war so dünn, dass sie völlig unhaltbar war.بهانه‌اش آنقدر ضعیف بود که کاملاً غیرقابل قبول بود.
  • Diese Theorie ist wissenschaftlich unhaltbar und wurde widerlegt.این نظریه از نظر علمی غیرقابل دفاع است و رد شده است.