uniformieren

Aussprache: /unifoʁˈmiːʁən/
Wortzerlegung: uni·for·mie·ren
فعل

یونیفرم پوشاندن، یکسان کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی یا کسی را یکسان یا متحدالشکل کردن، به یک شکل درآوردن (معمولاً با لباس یکسان).

  • Die Firma uniformiert alle Mitarbeiter, damit sie einheitlich auftreten.شرکت همه کارمندان را متحدالشکل می‌کند تا ظاهری یکپارچه داشته باشند.
  • Man hat die Schüler uniformiert, um soziale Unterschiede zu vermeiden.دانش‌آموزان را متحدالشکل کردند تا از تفاوت‌های اجتماعی جلوگیری شود.