unionsnah

Aussprache: /ˈuːni̯oːnsˌnaː/
Worttrennung: uni·ons·nah
صفت

نزدیک به اتحادیه (احزاب CDU/CSU)

Bedeutungen

1

به معنای داشتن ارتباط نزدیک، وابستگی یا همسویی با احزاب اتحادیه دموکرات مسیحی (CDU) و اتحادیه سوسیال مسیحی (CSU) در آلمان، به ویژه در حوزه سیاسی یا رسانه‌ای.

  • Der Journalist gilt als unionsnah und berichtet oft über die Regierungsparteien.این روزنامه‌نگار به عنوان فردی نزدیک به اتحادیه شناخته می‌شود و اغلب درباره احزاب حاکم گزارش می‌دهد.
  • Die neue Stiftung wird von vielen als unionsnah wahrgenommen.بنیاد جدید توسط بسیاری به عنوان نهادی نزدیک به اتحادیه تلقی می‌شود.
  • Er hat eine unionsnahe Haltung in vielen politischen Fragen.او در بسیاری از مسائل سیاسی موضعی نزدیک به اتحادیه دارد.