universell

Aussprache: /ˌunɪvɛrˈzɛl/
Worttrennung: uni·ver·sell
صفت

جهانی، همه‌منظوره، همه‌شمول

Bedeutungen

1

قابل اطلاق یا کاربرد در همه جا یا برای همه افراد یا همه موارد؛ جهانی.

  • Diese Regel ist universell gültig.این قانون به طور جهانی معتبر است.
  • Er hat universelle Talente bewiesen.او استعدادهای جهانی از خود نشان داده است.
  • Die Idee fand universelle Zustimmung.این ایده با استقبال جهانی روبرو شد.
2

دارای کاربرد یا عملکردی برای اهداف مختلف؛ همه‌منظوره.

  • Das Werkzeug ist universell einsetzbar.این ابزار همه‌منظوره است.
  • Wir suchen nach einer universellen Lösung für das Problem.ما به دنبال یک راه حل همه‌منظوره برای این مشکل هستیم.
  • Die Software bietet universelle Kompatibilität mit anderen Systemen.این نرم‌افزار سازگاری همه‌منظوره با سیستم‌های دیگر را ارائه می‌دهد.