unleidig
بدخلق، ناخوشایند، غیرقابل تحمل (بیشتر در جنوب آلمان رایج است)
Beispiele
- Ramona ist heute etwas ''unleidig.رامونا امروز کمی بدخلق است.
- Das ist eine ''unleidige'' Sache.این یک مسئله ناخوشایند است.
بدخلق، ناخوشایند، غیرقابل تحمل (بیشتر در جنوب آلمان رایج است)