unliebsam
ناخوشایند، ناپسند، ناخواسته
Bedeutungen
1
موردی که خوشایند نیست، باعث ناراحتی میشود یا ناخواسته است.
- Er musste eine unliebsame Pflicht erfüllen.او مجبور بود وظیفهای ناخوشایند را انجام دهد.
- Die Nachricht von seiner Kündigung war für alle unliebsam.خبر اخراج او برای همه ناپسند بود.
- Er erhielt eine unliebsame Erinnerung an seine Fehler.او یادآوری ناخوشایندی از اشتباهاتش دریافت کرد.