unloyal
غیر وفادار
Bedeutungen
1
عدم وفاداری یا تعهد نشان دادن نسبت به یک فرد، گروه، کشور یا ایده؛ خیانتکارانه یا نادرست بودن.
- Sein unloyales Verhalten gegenüber dem Unternehmen führte zu seiner sofortigen Entlassung.رفتار غیر وفادارانه او نسبت به شرکت منجر به اخراج فوریاش شد.
- Es ist schwer, jemandem zu vertrauen, der sich als unloyal erwiesen hat.اعتماد به کسی که ثابت شده غیر وفادار است، دشوار است.
- Die Presse warf ihm vor, unloyal gegenüber seinen Wählern zu sein.مطبوعات او را به عدم وفاداری نسبت به رأیدهندگانش متهم کردند.