unmenschlich

Aussprache: /ˈʊnmɛnʃlɪç/
Worttrennung: un·mensch·lich
صفت

غیرانسانی، ظالمانه / بسیار زیاد (عامیانه)

Bedeutungen

1

فاقد انسانیت، بی‌رحمانه، ظالمانه؛ مخالف با اصول اخلاقی و انسانی.

  • Die Behandlung der Gefangenen war unmenschlich.رفتار با زندانیان غیرانسانی بود.
  • Es ist unmenschlich, Tiere schlecht zu behandeln.بدرفتاری با حیوانات غیرانسانی است.
  • Die Arbeitsbedingungen dort sind wirklich unmenschlich.شرایط کاری آنجا واقعاً غیرانسانی است.
2

به صورت عامیانه، به معنای بسیار زیاد، شدید یا طاقت‌فرسا (معمولاً برای توصیف کار، فشار یا سختی).

  • Wir mussten in dieser Woche unmenschlich viel arbeiten.ما مجبور بودیم این هفته به طور طاقت‌فرسایی کار کنیم.
  • Der Druck auf die Schüler war unmenschlich.فشار بر دانش‌آموزان بسیار زیاد بود.
  • Es war eine unmenschlich lange Reise.این یک سفر طاقت‌فرسا طولانی بود.