unmilitärisch

Aussprache: /ˌʊnmiliˈtɛːʁɪʃ/
Worttrennung: un·mi·li·tä·risch
صفت

غیرنظامی / نامنظم (از نظر نظامی) / غیرارتشی

Bedeutungen

1

عدم ارتباط یا تعلق به امور نظامی؛ غیرنظامی یا غیرمرتبط با ارتش.

  • Das Gebäude wird jetzt für zivile Zwecke genutzt und ist damit unmilitärisch.این ساختمان اکنون برای مقاصد غیرنظامی استفاده می‌شود و در نتیجه غیرنظامی است.
  • Seine Kleidung war bewusst unmilitärisch gewählt.لباس او عمداً به گونه‌ای انتخاب شده بود که غیرنظامی باشد.
  • Die Organisation verfolgt einen rein unmilitärischen Ansatz.این سازمان رویکردی کاملاً غیرنظامی را دنبال می‌کند.