unmissverständlich
بدون ابهام، کاملاً واضح، صریح
Bedeutungen
1
چیزی که هیچگونه ابهام یا احتمال تفاسیر مختلف ندارد و به طور کاملاً واضح و روشن بیان شده است.
- Seine Antwort war unmissverständlich: Er würde nicht zustimmen.پاسخ او کاملاً واضح بود: او موافقت نمیکرد.
- Die Regeln müssen unmissverständlich formuliert werden, damit jeder sie versteht.قوانین باید بدون ابهام بیان شوند تا همه آنها را بفهمند.
- Sie gab ihm einen unmissverständlichen Blick, der sagte: 'Lass das sein!او نگاهی صریح به او انداخت که میگفت: 'دست از این کار بردار!