unnötig
غیرضروری، بیخود، اضافی
Bedeutungen
1
غیرضروری؛ چیزی که لازم نیست یا فایدهای ندارد.
- Bitte vermeiden Sie unnötige Ausgaben.لطفاً از هزینههای غیرضروری خودداری کنید.
- Seine Kritik war unnötig und verletzend.انتقاد او غیرضروری و آزاردهنده بود.
- Wir sollten unnötige Risiken vermeiden.ما باید از ریسکهای غیرضروری اجتناب کنیم.
2
بیش از حد؛ اشاره به چیزی که فراتر از حد نیاز یا انتظار است.
- Die Diskussion wurde unnötig in die Länge gezogen.بحث به طور غیرضروری طولانی شد.
- Er machte sich unnötige Sorgen.او نگرانیهای بیخود داشت.
- Das ist eine unnötige Komplikation.این یک پیچیدگی اضافی است.