unnötig

Aussprache: /ˈʊnˌnøːtɪç/
Worttrennung: un·nö·tig
صفت

غیرضروری، بی‌خود، اضافی

Bedeutungen

1

غیرضروری؛ چیزی که لازم نیست یا فایده‌ای ندارد.

  • Bitte vermeiden Sie unnötige Ausgaben.لطفاً از هزینه‌های غیرضروری خودداری کنید.
  • Seine Kritik war unnötig und verletzend.انتقاد او غیرضروری و آزاردهنده بود.
  • Wir sollten unnötige Risiken vermeiden.ما باید از ریسک‌های غیرضروری اجتناب کنیم.
2

بیش از حد؛ اشاره به چیزی که فراتر از حد نیاز یا انتظار است.

  • Die Diskussion wurde unnötig in die Länge gezogen.بحث به طور غیرضروری طولانی شد.
  • Er machte sich unnötige Sorgen.او نگرانی‌های بی‌خود داشت.
  • Das ist eine unnötige Komplikation.این یک پیچیدگی اضافی است.