unnachahmlich

Aussprache: /ˈʊnˌnaːxˌʔaːmlɪç/
Worttrennung: un·nach·ahm·lich
صفت

غیرقابل تقلید، بی‌همتا، بی‌مانند

Bedeutungen

1

به گونه‌ای که نمی‌توان آن را تقلید کرد یا از آن الگوبرداری کرد؛ بی‌نظیر و منحصر به فرد.

  • Sein Talent für Musik war unnachahmlich.استعداد او برای موسیقی بی‌همتا بود.
  • Die Künstlerin schuf ein Werk von unnachahmlicher Schönheit.این هنرمند اثری با زیبایی بی‌مانند خلق کرد.
  • Seine unnachahmliche Art, Geschichten zu erzählen, fesselte das Publikum.روش غیرقابل تقلید او در داستان‌گویی، مخاطب را مجذوب می‌کرد.