unnachahmlich
غیرقابل تقلید، بیهمتا، بیمانند
Bedeutungen
1
به گونهای که نمیتوان آن را تقلید کرد یا از آن الگوبرداری کرد؛ بینظیر و منحصر به فرد.
- Sein Talent für Musik war unnachahmlich.استعداد او برای موسیقی بیهمتا بود.
- Die Künstlerin schuf ein Werk von unnachahmlicher Schönheit.این هنرمند اثری با زیبایی بیمانند خلق کرد.
- Seine unnachahmliche Art, Geschichten zu erzählen, fesselte das Publikum.روش غیرقابل تقلید او در داستانگویی، مخاطب را مجذوب میکرد.