unplaciert
بیهدف، خارج از هدف؛ بدون رتبه، بدون جایگاه
Bedeutungen
1
چیزی که در جایگاه یا موقعیت مناسب خود قرار نگرفته است.
- Der Ball lag unplaciert auf dem Spielfeld.توپ بیهدف روی زمین بازی افتاده بود.
- Seine Kleidung wirkte unplaciert für den feierlichen Anlass.لباس او برای این مناسبت رسمی نامناسب به نظر میرسید.
- Das Möbelstück war unplaciert und störte den Raum.قطعه مبلمان در جای نامناسبی قرار داشت و فضا را آشفته میکرد.
2
در مسابقات یا رقابتها، به شرکتکنندهای گفته میشود که موفق به کسب رتبه یا جایگاهی نشده است.
- Der Kandidat war in der ersten Runde unplaciert.کاندیدا در دور اول بدون رتبه ماند.
- Sie hoffte, nicht unplaciert zu bleiben.او امیدوار بود که بدون رتبه نماند.
- Das Team war nach dem Spiel unplaciert.تیم پس از بازی بدون جایگاه بود.