صفت
غیرمنطقی، غیرمستدل، احساسی، مغرضانه
جملات نمونه برای unsachlich:
Impfgegner und Coronaleugner benutzen oft ''unsachliche'' Argumente.
مخالفان واکسن و منکران کرونا اغلب از استدلالهای «غیرمنطقی» استفاده میکنند.
Gegen Greta Thunberg und Fridays for Future wird häufig ''unsachlich'' argumentiert.
علیه گرتا تونبرگ و جنبش «جمعهها برای آینده» اغلب به صورت «غیرمنطقی» استدلال میشود.
»Auf deinen ''unsachlichen'' Einwand werde ich nicht eingehen!«
«من به ایراد غیرمنطقی تو پاسخ نخواهم داد!»