unsanft
ناگهانی، خشن، بیملاحظه
Bedeutungen
1
بدون نرمی، با خشونت یا بیملاحظگی؛ اغلب در مورد حرکات یا برخوردها به کار میرود.
- Die unsanfte Landung verursachte einige Schäden am Flugzeug.فرود خشن باعث آسیبهایی به هواپیما شد.
- Er wurde unsanft aus seinen Träumen geweckt.او به طور ناگهانی از رویاهایش بیدار شد.
- Die unsanfte Berührung ließ sie zusammenzucken.لمس خشن باعث شد که او از جا بپرد.